
لب گلگون یار گل کرده امشب.....................................دل عاشق دل ودل کرده امشب تمام باغ وبستان وبیابان.......................................پراز چهچه بلبل کرده امشب دلم دریا کنم بوسی بگیرم.......................................دلم رسوا وجاهل کرده امشب در ودشت و هامون وصحرا.....................
ادامه مطلب
دل تو شاد و بی غم، من دلم خون xa0 دل تو خرم و من جگرم خون دل تو مست و خندان مثل گلها xa0 دل من مثل کوره سرخ و بریون دو چشم مست تو پر عشوه و ناز xa0 دو چشم عاشقم پر اشک و گریون تو که شانه زدی زلفای خوشبو xa0 دل عاشق شده زار و پریشون بیا رحمی بکن عاشق کش من xa0 تمام عاشقانت گشته حیرون لب گلناریت لبخند عشق زد xa0 دلم رسوا شده چون دل مجنون بیا مخملی لب یک بوسه ای ده xa0 لب خاموش من دق کرد ز هجرون مکش سرمه گل شب بو به چشمات xa0 چشای صال...
ادامه مطلب
گل شب بوی من، تنها نشستم xa0 که دور از آن رُخ زیبا نشستم نمیدونی مگر تو حال یارت xa0 بی تو غمگین بی تو رسوا نشستم دل عاشق شده دریایی از خون xa0 چو قویی خسته در دریا نشستم گل من رنگ و بویت عاشقم کرد xa0 من عاشق بی تو تنها نشستم بیا بوسی بده بر لب عاشق xa0 که دور از آن لبت شیدا نشستم گُلم لیلای من، قربون نامت xa0 چو مجنون در غم لیلا نشستم نمیدونی چرا دلدار جانی xa0 که در هجر قد رعنا نشستم شده صالح زار پروانه تو xa0 سر کوی تو بی پروا ...
ادامه مطلب
چرا امروز و فردا میکنی گل xa0 من عاشق تو رسوا می کنی گل حنایی کرده ای دست قشنگت xa0 همه غرق تماشا می کنی گل نگاهی میکنی دزدانه بر من xa0 با لبخندی تو حاشا می کنی گل تو داری کنج لب یک خال هندو xa0 دل و دینم به یغما می کنی گل مکش سرمه بر آن چشم خماری xa0 دل رسوا تو شیدا می کنی گل گناه و جرم من عاشق شدن هست xa0 من مجنون به صحرا میکنی گل ز من دل میبری چون ماه مجلس xa0 نگاه مثل زلیخا می کنی گل برای بوسه ای از کنج لبهات xa0 همش امروز و ف...
ادامه مطلب
نگار من ز ایل بختیاره xa0 دلش عاشق، دو چشمانش خماره اگر یارش نباشد در کنارش xa0 خداوندا دل زارش کبابه برای شام مهمانی دلبر xa0 سوار اسب و دنبال شکاره بدیدارش نیاید یار جانی xa0 دلش خون و دو دیده پر ز آبه قد و بالاش چو سروی ناز دارد xa0 لبانش غنچه و چشمش سیاهه ج سحر گاهان لب چشمه و صحرا xa0 دو دستانش تو دستان نگاره ج نگار بختیار دلکش من xa0 قد شمشاد و رُخ مهتاب داره برو صالح دمی شکر خدا کن xa0 که یار مهربانت توی راهه xa0 شاعر صالح س...
ادامه مطلب
آمدم دزدانه امشب بوسه بارانت کنم xa0 xa0 xa0 xa0 با لب گلگون و شیرین فتنه در کارت کنم آمدم با بوسه ای دل خانه جانان کنی xa0 xa0 xa0 xa0 جان دهم، دل را بگیرم مست و شیدایت کنم رند و عاشق آمدم تا یار دلجویت شوم xa0 xa0 xa0 xa0 سرمه چشمانت کشانم شانه زلفانت کنم جان من دستم بگیر تا جان بقربانت شود xa0 xa0 xa0 xa0 در بهار سبز چشمانت بمیرم یا تمنایت کنم لحظهxadای با من سخن گو مست وحیرانت شدم xa0 xa0 xa0 xa0 راز دل با تو بگ...
ادامه مطلب
گل و پروانه ای در طرف گلزار xa0 نشستن قصه گفتن از دل زار یکی از سوز شمعی قصه میگفت xa0 یکی راز دلی پر غصه میگفت یکی سوخته دلی اندر برش بود xa0 یکی در دل هوای دلبرش بود گل و پروانه از هجر سوخته بودند xa0 بدل بار غمی اندوخته بودند صبا آمد ز دشت و لاله زاران xa0 سخن از دل بگفت با گلعذاران بزد شبنم به داغ گُل چو باران xa0 که پروانه بشد غرقاب و نالان دل من حالت پروانه دارد xa0 بدل داغ رُخ جانانه دارد دل صالح غم بیگانه دارد xa0 نشانی از ...
ادامه مطلب
گل ندارد عشق بلبل، عاشق زارش چه شد xa0 xa0 xa0 xa0 اشک شمع کی آخر آمد، وصل پروانش چه شد هُدهُد قاصد نیامد، باد نوروزی کجاست xa0 xa0 xa0 xa0 گلشن رضوان خزان گشت، صوت داودیش چه شد عمر شاهان بر سر آمد، تخت طاووسان شکست xa0 xa0 xa0 xa0 ماه کنعانی چه پیش آمد، زلیخایش چه شد کس نیامد سوی میدان، گرد و خاکی بر نخاست xa0 xa0 xa0 xa0 رستم و زالش کجا رفتند، سوارانش چه شد شهر یاران غرق خون شد، شیون و غوغا به پاست xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
گل شب بوی من امشب کجایی xa0 ندارم طاقت یک دم جدایی نشستم سر راهت اشک می ریزم xa0 دلم تنگه بگو پس کی میایی گل حسرت بیا سیرت ببینم xa0 عزیز بردار تو رسم بیوفایی بیا سرمه بکن چشم خماری xa0 بیا شانه بزن موی طلایی مگر عاشق شدن درمان ندارد xa0 بیا با بوسه کن دردم دوایی گناه جرم من عاشق شدن است xa0 شدم عاشق شدم مگر کردم گنایی میریزم روز و شب اشک جدایی xa0 گُلم بنگر نوای بینوایی خدا دلبر بیاور در کنارم xa0 بیا امشب بکن کار خدایی xa0 شاعر ص...
ادامه مطلب
یار من لبخند بزن، چشمان خود پر ناز بکن xa0 xa0 xa0 xa0 دزدکی پیشت میایم پنجرت را باز یکن شب که شد قولت میدم، وقت سحر پیشت میام ج xa0 xa0 xa0 xa0 غنچه لب را واز بکن هرچه میخواهی ناز بکن چشم مستت سُرمه کن تا مست و رسوایت شوم xa0 xa0 xa0 xa0 زلف خود شانه بزن بروی دوشت واز بکن لب خود عنابی کن، صورت ماه گلناری کن xa0 xa0 xa0 xa0 خانه عشق را بیارا خانه را پر ناز بکن آینه و شمع دان بیاور، شمع عشق روشن بکن ج xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
گلناز بگو از دلت گاهی تو عاشق شدی xa0 xa0 xa0 xa0 از شمع رخسار یار مثل شقایق شدی گل داده ای دست یار، ناز کرده ای بهر یار xa0 xa0 xa0 xa0 با ناز و با عشوه ات لیلی عاشق شدی گوشه کنار گل من، لب داده ای لب یار xa0 xa0 xa0 xa0 بر دیده و دل یار گاهی تو فایق شدی بارون شدی بباری بر روی زلف نگار xa0 xa0 xa0 xa0 شانه زدی زلف یار، دلبر لایق شدی چشم خمارین خود به چشم یار دوخته ای xa0 xa0 xa0 xa0 تو لحظه انتظار زار دقایق شدی ...
ادامه مطلب
مادر غصه من، در بدرت خواهد کرد xa0 xa0 xa0 xa0 غم این گُل پسرت، خاک به سرت خواهد کرد چه کنم، عاشقم و درد دلم می گویم xa0 xa0 xa0 xa0 قاصدک از دل غمدیده من با خبرت خواهد کرد تو مخور غصه که من غم نخورم از غم تو xa0 xa0 xa0 xa0 غم من، غصه من، داغ به دلت خواهد کرد جرم من دوست داشتن دختر ارباب ده است xa0 xa0 xa0 xa0 وای ، گر بداند کدخدا ز ده درت خواهد کرد تو بگو مادر چه کنم، غم این عشق کُشت مرا xa0 xa0 xa0 xa0 درد عشق و ...
ادامه مطلب
نشستم منتظر بر سر راهت xa0 دلم قربانی و جانم فدایت شب و روز آیم و هر دم بیایم xa0 ببینم من رُخ چون قرص ماهت بیابنشین برم سیرت ببینم xa0 شدم عاشق آن دو چشم نازت اومد عاشق در خونت گدایی xa0 گدا و مفلسم بده زکاتت همه دار و ندارم توی دنیا xa0 همه یک جا گلم کردم بنامت خدا عمری بده تا من بچینم xa0 بچینم گل سرخ روی لبانت نمیدونی مگر عاشق شدم من xa0 خودم را می کشم بر سر راهت دل صالح شده چون کاسه خون xa0 بلای دل شده زلف سیاهت xa0 شاعرصالح س...
ادامه مطلب
الهی من شوم قربان نامت xa0 دلم قربانی و جانم نثارت بیا بنشین برم سیرت ببینم xa0 شدم عاشق آن چشم خمارت خدا عمری بده تا من بچینم xa0 بچینم گل از آن لبان نازت سر راهت نشینم تا بیایی xa0 ببینم چشمون قشنگ و زاغت نگاه کن ماه من عاشق شدم من xa0 شدم عاشق بر آن رخسار ماهت به هر مویی هزار دیوانه داری xa0 دل دیوانه گُل سوخته ز داغت دل صالح شده یک کاسه خون xa0 بلای دل شده زلف سیاهت شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام ...
ادامه مطلب
با تار زلف یار، تار میxadزنم من xa0 زعشق روی دلبر می زنم من خریدم ناز دلبر را به جانم xa0 برای ناز دلبر می زنم من شدم آواره ناز نگاهش xa0 xa0 به هر دشت و دمن سر می زنم من xadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxad گل لاله و نرگس و شقایق xa0 میارم دامن یار میزنم من اگر دشمن بیاید سیل دلبر xa0 سر راهش خش و خار می زنم من دلم عاشق شده مردم بدانید xa0 سر بازار میرم جار می زنم من دل عاشق ز بار غصه خون شد xa0 غم دلبر به دل بار میxadزن...
ادامه مطلب
نم نم بارون روی موهات خیلی قشنگه گل من xa0 xa0 xa0 xa0 روز ابری، دل من تب دار و تنگه گل من وقتی رفتی گل سنگ چشمم شده بارونی xa0 xa0 xa0 xa0 روز بارونی نرو دلت چو سنگه گل من دل تو با دل من، پیمان مگر نبسته xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دل تو با دل من دایم به جنگه گل من چشم پر اشک من، عاشق چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 چشم نازت مال من، از همه رنگه گل من هرچه دارم مال تو، میل جدایی تو مکن xa0 xa0 xa0 xa0 درد و غم هات مال من، نازت قشن...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 دل از پی دلدار رفت من از پی دل میروم.................................... دل نیست به فرمانم زار وبیدل میروم با دل پر خون و عاشق کی به منزل میرسم................................. از برای دیدن یار بی حاصل میروم از برای دیدنش هر روز و شب در کوی دوست.............................. بس که دنبالش دویدم پای در گل میروم یار در خلوت نشسته مست در اغوش رقیب................................. من برای دیدنش منزل به منزل میروم من ز دست دل نیاسودم خدایا یک دمی................................. با دل عاشق...
ادامه مطلب
من در خلوت تنهایی دلم در حسرت دیدن رویت به انتظار نشسته ام خانه ام با کاکل های هد هد های عاشق جارو کرد ه ام در گو شم گوشوار ه ای از دو گیلاس سرخ عاشقی اویز ان بر ناخن هایم برگ گل کو کبxa0 چسبا ند ه ام در چشمانم از خاک راهت سر مه کشاند ه ام وعطر پیچکهای اغوش به خود زده ام در اینه ستار ه ای طاقچه ام وای چه زیبا شده ام من به انتظار لحظ دیدارت براهت منتظر وبی تابم وای بر من ودل اگر بدیدارم نشتابی چشمانم بی تو بارانی میشود من به انداز ه دانه های بارات تر ادوست دارم............چشم در راهم بیا شاعر صال...
ادامه مطلب
گل و پر وانه ای در طرف گلزار..........................نشستن قصه کفتن از دل زار یکی مست بود از بوی دلدار...........................یکی میرفت در کوی دلدار شقایق بوسه میزد بر لب یار........................قمری مینالید از شب تار لب جوی پروانه زار گریه میکرد......................زدرد بیوفایی شکوه میکرد گلی دل داده بود از عشق بلبل..................بگوشش میرسید چهچه و غلغل xa0 دمادم بو میکرد پروانه ای گل......................رقیبش بوسه میزد روی سنبل نشسته زاغکی بربید مجنون.....................حسادت میک...
ادامه مطلب
عزیز حلقه شدی امشب به گوشم....................چرابردی قراروعقل و هوشم قبای سرخ عاشقی میپوشم.........................بکن گوشواره عشقت بگوشم بباغ سرخ لبهات گل فروشم.......................به گلزارت چو بلبل در خروشم رخ گلکون وماهت برده هوشم......................که می از ساقی کو ثر ننوشم چه میدانی فقیر و خانه دوشم.................... غلامی خسته و حلقه بگوشم xa0زعشقت در فغان ودر غروشم......................گهی غمزده و کهی خموشم تو عیاری من صالح چموشم.........................مگر شربت زلبهایت بنوشم xa0 ش...
ادامه مطلب