پیچیدم و پیچیدم درپیچک زلفانت

خرید بک لینک

پیچیدم، پیچیدم، در پیچک زلفانت

خشکیدم و روییدم از آب دو چشمانت

گه سبز شدم جانا در خاک کف پایت

هی زنده شدم، مُردم در مخمل دستانت

ترسیدم و لرزیدم، بوسیدم و من چیدم

گل دسته هزار دسته از آن لب خندانت

با دل مدارا کن کمتر بفروش نازت

نازت بخرم با جان گر من شوم مهمانت

گفتی بده دل را، جان هم ز پی یش آمد

دلم از غم تو خونست، جانم شود قربانت

گه لیلی و گه مجنون، گشتم ز تو دیوانه

در بندم و در زنجیرم در تارک مژگانت

یک شب گل شب بویم، یک بوسه بده صالح

صد بوسه زند رویت در محفل یارانت

شاعرصالح سید یوسفی ازکتاب عاشقم سوخته ام....شیراز

اشعار کتاب صالح سید یوسفی...

ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 6:03

صفحه بندی