|
شبی رفتیم شبی با یار رفتیم |
|
تماشای گل و گلزار رفتیم |
|
نگاهش با نگاهم راز می گفت |
|
بدنبال دل و دلدار رفتیم |
|
برایم قصه می گفت از دل خویش |
|
ز خوبی و خوشی سرشار رفتیم |
|
لبانش بر لبانم بوسه می داد |
|
زناز و عشق هم پر بار رفتیم |
|
به خلوتگه مهتابی رسیدیم |
|
شدیم عریان پی ان کار رفتیم |
|
ز گرمای تن و آغوش گرمش |
|
زدیم آتش بهم تبدار رفتیم |
|
ندانستیم چه وقت از شب می رفت |
|
به اغوش هوس چند بار رفتیم |
|
با دستانش به دورم حلقه می زد |
|
چه خوش با هم لب جویبار رفتیم |
|
مدارا می کرد صالح با دل من |
|
به دور از دشمن و اغیار رفتیم
شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام |
اشعار کتاب صالح سید یوسفی...
ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 69