بیا که از لبت شبنم چکیده |
| گل سرخ لبت سنگدل کی چیده |
همه جا پر شده در شهر کنعان |
| زلیخا پیرهن یوسف دریده |
نگاهم می کنی از پشت پرده |
| چو آهویی که از دستم رمیده |
ز بس شانه زدی زلف پریشان |
| چقدر پروانه از زلفت پریده |
دل عاشق شده غرق تمنا |
| ز بس که چهره مهتاب دیده |
تو هستی عاشق و رند و نظر باز |
| بدنبالت هزار عاشق دویده |
به جامانده خونی روی لبهات |
| گل سرخ شقایق کی بریده |
ز بس جور می کنی بر قلب عاشق |
| نگاه کن قد عاشق شد خمیده |
چقدر ناز می کنی از بهر صالح |
| مگر شربت ز لبهایت چکیده
شاعر صالح سید یوسفی |
ما را در سایت اشعار کتاب صالح سید یوسفی دنبال میکنید
برچسب: بیا که از این زندگی سیرم,بیا که از عشق تو,بیا که از چشم بیمارت, نویسنده: بازدید: 88