
سلام برهمه دوستان گلملبت غنچه وسرخ وقند درقندبهای بوسه ات دلبر بگو چندسمرقند وبخارا میدهم منبده یک بوسه ای ازان لب قند#صالح_سیدیوسفی...
ادامه مطلب
چقدر خوشبو شده گیسوی دلدار............................شده نرگس خجل ازبوی دلدار عسل ریز و عسل بارو عسل دار.............................مگر کندو زده مه روی دلدار زده برقلب عاشق تیر مژگان................................شده مثل کمان ابروی دلدار گل لاله و لادن وشب بو.................................شده ش...
ادامه مطلب
دل تو شاد و بی غم، من دلم خون xa0 دل تو خرم و من جگرم خون دل تو مست و خندان مثل گلها xa0 دل من مثل کوره سرخ و بریون دو چشم مست تو پر عشوه و ناز xa0 دو چشم عاشقم پر اشک و گریون تو که شانه زدی زلفای خوشبو xa0 دل عاشق شده زار و پریشون بیا رحمی بکن عاشق کش من xa0 تمام عاشقانت گشته حیرون لب گلناریت لبخند عشق زد xa0 دلم رسوا شده چون دل مجنون بیا مخملی لب یک بوسه ای ده xa0 لب خاموش من دق کرد ز هجرون مکش سرمه گل شب بو به چشمات xa0 چشای صال...
ادامه مطلب
گل شب بوی من امشب کجایی xa0 ندارم طاقت یک دم جدایی نشستم سر راهت اشک می ریزم xa0 دلم تنگه بگو پس کی میایی گل حسرت بیا سیرت ببینم xa0 عزیز بردار تو رسم بیوفایی بیا سرمه بکن چشم خماری xa0 بیا شانه بزن موی طلایی مگر عاشق شدن درمان ندارد xa0 بیا با بوسه کن دردم دوایی گناه جرم من عاشق شدن است xa0 شدم عاشق شدم مگر کردم گنایی میریزم روز و شب اشک جدایی xa0 گُلم بنگر نوای بینوایی خدا دلبر بیاور در کنارم xa0 بیا امشب بکن کار خدایی xa0 شاعر ص...
ادامه مطلب
ای دلا دل خالی کن تا خانه جانان شود xa0 xa0 xa0 xa0 خانه را شبنمی کن تا دلبرم مهمان شود xa0 یار جانی جان ز ما میخواهد و دل میبرد xa0 xa0 xa0 xa0 جان و دل هر دو فدای گیسوی جانان شود دلبر من بی وفا شد، رحم نکرد بر حال زار xa0 xa0 xa0 xa0 زار می گریم تا که نی از درد من نالان شود کن گذر در کوی من، من چشم براهت مانده ام xa0 xa0 xa0 xa0 وقت رفتن خنده ای کن تا لب خشکیده ام خندان شود لب میگون، رُخ گلگون میکشد آخر مرا xa0 xa0 xa...
ادامه مطلب
دلم برده دو چشمان خمارت xa0 شدم مدهوش آن بوی بهارت چه میشد یار من دلدار جانی xa0 که عمری سر کنم من در کنارت دل و دیده نباشد لایق یار xa0 دل و دیده فدای چشم خمارت دلم میخواد گُلم دورت بگردم xa0 دلم قربانی و چشمم نثارت دل پر خون عاشق کن مداوا xa0 دلش پر خون شده از انتظارت ج بیا بگذر دمی از کوی دلبر ج xa0 بیا بوسه بزن روی نگارت xa0 شاعر صالح سید یوسفی ز چشم عاشقم بارون میباره xa0 میریزه اشک نم نم چشم یارت توکه دل بردی از صالح زار xa0 ...
ادامه مطلب
دل خون، دیده خون دلبر و دلدار نداری xa0 xa0 xa0 xa0 ای کاسه خون، غرقه به خون یار نداری چشمت شده پر خون ز هجر رُخ دلدار xa0 xa0 xa0 xa0 چشمت به در و فرصت دیدار نداری از درد فراق اشک میریزی مثل بارون xa0 xa0 xa0 xa0 دریا شده دامن و دگر اشک گهربار نداری عاشقی و دوری یار طاقت دل برد xa0 xa0 xa0 xa0 عاشق شده ای طاقت اقرار نداری همه با یار گل اندام به تماشای چمنزار شدن xa0 xa0 xa0 xa0 ای عاشق مسکین تو تماشاگه و گلعذار ندا...
ادامه مطلب
دو چشمانت دلم را کرده خسته xa0 دل پر خون عاشق را شکسته اگر حالم بخواهی ناز گل من xa0 سر راهت به امیدت نشسته دو پایم تا به زانو مانده در گل xa0 xa0 به دنبالت میایم خسته خسته نمیدونی مگر عاشق شدم من xa0 دلم عاشق شده دیوانه گشته میچنم لاله و شب بو و نرگس xa0 میزارم رو موهات گل دسته دسته شنیدم عاشقان را مینوازی xa0 دلم از عشق تو ایگل شکسته xadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxa...
ادامه مطلب
لابه لای دفترم از نام تو پر می کنم xa0 xa0 xa0 xa0 طرح چشمان قشنگت توی دفتر می کنم گل می چینم دسته دسته بر سر راهت میام xa0 xa0 xa0 xa0 گر نیایی گل من اشک میریزم گُلها پرپر می کنم مردمان شهر می دانند که من عاشق شدم xa0 xa0 xa0 xa0 از فراقت گُل سنگم خاک بر سر می کنم گُنهم چیست جز دوست داشتن چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 من نگاه چشم مستت از ره دور می کنم گفته بودی من ندارم لایق چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 سنگدل هردوچشمم ازبرا...
ادامه مطلب
گلناز بگو از دلت گاهی تو عاشق شدی xa0 xa0 xa0 xa0 از شمع رخسار یار مثل شقایق شدی گل داده ای دست یار، ناز کرده ای بهر یار xa0 xa0 xa0 xa0 با ناز و با عشوه ات لیلی عاشق شدی گوشه کنار گل من، لب داده ای لب یار xa0 xa0 xa0 xa0 بر دیده و دل یار گاهی تو فایق شدی بارون شدی بباری بر روی زلف نگار xa0 xa0 xa0 xa0 شانه زدی زلف یار، دلبر لایق شدی چشم خمارین خود به چشم یار دوخته ای xa0 xa0 xa0 xa0 تو لحظه انتظار زار دقایق شدی ...
ادامه مطلب
عاشقم، سوخته ام، حال دلم می دانی xa0 xa0 xa0 xa0 دیده و جان و دلم باخته ام، یار گلم می دانی شب هجران تو اشک به بر می ریزم xa0 xa0 xa0 xa0 اشک ریزان چو شمع سحرم می دانی تا برفتی ز برم شام سیه شد سحرم xa0 xa0 xa0 xa0 شب به پایان نرسید خون جگرم می دانی فصل پاییز و خزان شد چو برفتی گل من xa0 xa0 xa0 xa0 برگ ریزان خزان شد دلم میدانی بوی خوشبوی دو زلفت بدادم نرسید xa0 xa0 xa0 xa0 من که با اشک ترم زلف ترا شانه زدم میدانی ...
ادامه مطلب
دلا جان دادم و جانان خریدم xa0 که جانان را به نرخ جان خریدم میان جان و دل غوغاست امشب xa0 همه فکر می کنند ارزان خریدم اگر جانان نباشد جان چه ارزد xa0 به نرخ جان و دل جانان خریدم دل و دیده و جان فدای جانان xa0 برای این دل نادان خریدم همه گلهای باغ خشک است و بی آب xa0 برای سبز شدن باران خریدم نه شب خواب و نه روز آرام دارم xa0 ز بهر این دل نالان خریدم خموش حافظ ز جانان قصه کم گو xa0 نمی دانی من از یزدان خریدم دل صالح شده مانند مهتاب xa0...
ادامه مطلب
نشستم بر سر راهت بیایی xa0 گل سرخی ز لبهایت بیاری خودت گل هستی و اشکات گلابست xa0 گلاب از گوشه چشمات بیاری گل لاله و شب بو و نرگس xa0 برای عاشق رویت بیاری گلهای شبنمی باغ عشقت xa0 کنی دسته تو دستانت بیاری برای عطر پیچکxadهای آغوش xa0 شقایق از دل خونت بیاری یادت باشد عزیز جان صالح xa0 دل دزدیده ام همرات بیاری شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام ...
ادامه مطلب
چه خوش آن دل که دلدارش تو باشی xa0 چه خوش آن جان که جانانش تو باشی چه خوش روزی بود روز جدایی xa0 چه خوش یار پشیمانش تو باشی چه خوش آن چشم که بیند روی ماهت xa0 چه خوش آن روز که مهمانش تو باشی چه خوش باشد غم هجران و دوری xa0 چه خوش هجری که پایانش تو باشی چه خوش آن دل بسازد با غم تو xa0 چه خوش آندل که غمخوارش تو باشی چه خوش یارت بیاید سر راهت xa0 چه خوش یار وفادارش تو باشی چه خوش دل خواستی، جان از پی آمد xa0 چه خوش هم دل و هم جانش تو باشی ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 دل از پی دلدار رفت من از پی دل میروم.................................... دل نیست به فرمانم زار وبیدل میروم با دل پر خون و عاشق کی به منزل میرسم................................. از برای دیدن یار بی حاصل میروم از برای دیدنش هر روز و شب در کوی دوست.............................. بس که دنبالش دویدم پای در گل میروم یار در خلوت نشسته مست در اغوش رقیب................................. من برای دیدنش منزل به منزل میروم من ز دست دل نیاسودم خدایا یک دمی................................. با دل عاشق...
ادامه مطلب
من در خلوت تنهایی دلم در حسرت دیدن رویت به انتظار نشسته ام خانه ام با کاکل های هد هد های عاشق جارو کرد ه ام در گو شم گوشوار ه ای از دو گیلاس سرخ عاشقی اویز ان بر ناخن هایم برگ گل کو کبxa0 چسبا ند ه ام در چشمانم از خاک راهت سر مه کشاند ه ام وعطر پیچکهای اغوش به خود زده ام در اینه ستار ه ای طاقچه ام وای چه زیبا شده ام من به انتظار لحظ دیدارت براهت منتظر وبی تابم وای بر من ودل اگر بدیدارم نشتابی چشمانم بی تو بارانی میشود من به انداز ه دانه های بارات تر ادوست دارم............چشم در راهم بیا شاعر صال...
ادامه مطلب
گل و پر وانه ای در طرف گلزار..........................نشستن قصه کفتن از دل زار یکی مست بود از بوی دلدار...........................یکی میرفت در کوی دلدار شقایق بوسه میزد بر لب یار........................قمری مینالید از شب تار لب جوی پروانه زار گریه میکرد......................زدرد بیوفایی شکوه میکرد گلی دل داده بود از عشق بلبل..................بگوشش میرسید چهچه و غلغل xa0 دمادم بو میکرد پروانه ای گل......................رقیبش بوسه میزد روی سنبل نشسته زاغکی بربید مجنون.....................حسادت میک...
ادامه مطلب
xa0 بده یک بوسه ای دلم کباب ست..................................بگیر گل بو سه ام بر روی اب ست بده گل بوسه ای مردم زحسرت...............................بدرگاه خدا والا صواب ست نمیدانی که اندرxa0 پشتxa0 پرده..................................یکایک حال مه رویان خراب ست برو میخانه ببین احوال مستان...................................نگو تقصیر دل از می نا ب ست دل خون شقایق پرز غم شد..................................که عشق وعاشقی هممچو سراب ست ازان لبهای سرختxa0 مرحمی ده..............................شدم ع...
ادامه مطلب
xa0 بر لب خشکید ه ام گل بوسه ای گل میدهی.............ناز کم کن طناز من ذل ز عاشق میبری امدی پا بوس شاهچراغ در حرم دیدم ترا...................تا که دیدی عاشق خود پا بر هنه میدوی من میفروشم مهر وتسبیح بر در شاهچراغ...............مه روی من مفت وارزان مهر وتسبیح میخری نذ رکردم چون بیایی شهررانذری دهم......................نذر چشمانت بد هکارم اش نذری میبری شرم کمتر بکن پابوس حرم خلوت شده..................پای نازت را میبوسم گل بوسه ای گل میدهی چاک سینه باز نکن چاک چاک کردی دلم....................دل عاش...
ادامه مطلب
چه میxadشد دلبر من در برم بود xa0 تمام شعر حافظ از برم بود دل و دیده و جان عاشق من xa0 فدای چشم ناز دلبرم بود بیا جانا که من سیرت ببینم xa0 شب و روز منتظر چشم ترم بود شتابان گر روم من سوی شیراز xa0 هوای یار جانی در سرم بود همه دانند که من عاشق یارم xa0 دو چشم مست یار برابرم بود ندارم میل دشت و باغ و صحرا xa0 که خلوتگاه ما باغ ارم بود تمام خوبرویان گر شوند جمع xa0 رخ زیبای یار در خاطرم بود بعالم گشتم و رویت ندیدم xa0 گل من خاک عالم ...
ادامه مطلب