
سلام برهمه دوستان گلملبت غنچه وسرخ وقند درقندبهای بوسه ات دلبر بگو چندسمرقند وبخارا میدهم منبده یک بوسه ای ازان لب قند#صالح_سیدیوسفی...
ادامه مطلب
بنام انکه جانان افریده.........................................که از اب وگلش جان افریده برای بردن دلهای عاشق......................................رخ زیبای خوبان افریده به سر شوق نمازی دارم امشب.......................که یار بی نیازی دارم امشب بدل من سوره حمدی بخوانم.........................خدای دلنوازی دارم امشب شاعرصالح سید یوسفی از شیراز از کتاب رباعیات صالح + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 7:4 توسط صالح سید یوسفی | ...
ادامه مطلب
به سر شوق نمازی دارم امشب.......................خدای بی نیازی دارم امشب بدل من سوره حمدی بخوانم.........................خدای دلنوازی دارم امشب شاعر صالح سید یوسفی از شیرازادرس کانال صالحsahehshirazi + نوشته شده در یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ساعت 9:23 توسط صالح سید یوسفی | ...
ادامه مطلب
تو که جا گوشه میخانه داری xa0 تو قلب عاشق من خانه داری زیر گیسو نگاه کن عاشق زار xa0 تو که دردل من کاشانه داری روی موهای قشنگ پر حنایی xa0 گل حنا، گل ریحانه داری معطر تو مکن زلفان خوشبو xa0 تو که عطر دو صد گلخانه داری نمی بخشم ترا ای آفت جان xa0 نگاه بر عاشق بیگانه داری به هر مویی هزار دیوانه داری xa0 به دور زلف خود پروانه داری بده شربت ز لبهایت بنوشم xa0 تو چال گونه هات میخانه داری ببخش بوسی به من که من هلاکم xa0 تو که بر روی لب گ...
ادامه مطلب
چاک سینه نکن باز رفتم از هوش xa0 ز رُکوی بر ف گرقته گشتم مدهوش زدم دل را به دریا با نگاهی xa0 چو دریایی ز آتش گشته در جوش لب سوزان ریخت آتش روی لبهام xa0 لب آتش گرفته گشت خاموش پریشان کرده زلفش روی سینه xa0 سر زلف پریشان رفتم از هوش چو بگرفتی مرا یک شب به آغوش xa0 که از پا جان بدادم تا بنا گوش بدادی بوسه ای از کنج لبها xa0 شدم من یک غلام حلقه در گوش برو زاهد مکن معم زنوشش xa0 ز زاهد من نگیرم پندی در گوش چرا صالح تو دادی جان به لبهاش ...
ادامه مطلب
بیا که از لبت شبنم چکیده xa0 گل سرخ لبت سنگدل کی چیده همه جا پر شده در شهر کنعان xa0 زلیخا پیرهن یوسف دریده نگاهم می کنی از پشت پرده xa0 چو آهویی که از دستم رمیده ز بس شانه زدی زلف پریشان xa0 چقدر پروانه از زلفت پریده دل عاشق شده غرق تمنا xa0 ز بس که چهره مهتاب دیده تو هستی عاشق و رند و نظر باز xa0 بدنبالت هزار عاشق دویده به جامانده خونی روی لبهات xa0 گل سرخ شقایق کی بریده ز بس جور می کنی بر قلب عاشق xa0 نگاه کن قد عاشق شد خمیده ...
ادامه مطلب
اسفند دونه دود کنید که یار میاد xa0 بهر درمان دل بیمار میاد ماه من تنها میاد در کوی یار xa0 یار عاشق کش من لیلی نثار میاد یار من دل می دهد دل میبرد xa0 در پی دل بردن از نگار میاد دلبر رعنای من عاشق شده xa0 عاشق من از پی دیدار میاد بهر دزدیدن دل خون گشته ام xa0 با تیر مژگان و لشکر و سوار میآد دل غمدیده من غصه مخور xa0 بهر دلجویی از دل خونبار میاد به چشمم سرمه کنم که یار میاد xa0 دلبرم عاشق شده تب دار میاد xa0 xa0 شاعر صالح سید یوسفی xa0 xa0...
ادامه مطلب
یار من لبخند بزن، چشمان خود پر ناز بکن xa0 xa0 xa0 xa0 دزدکی پیشت میایم پنجرت را باز یکن شب که شد قولت میدم، وقت سحر پیشت میام ج xa0 xa0 xa0 xa0 غنچه لب را واز بکن هرچه میخواهی ناز بکن چشم مستت سُرمه کن تا مست و رسوایت شوم xa0 xa0 xa0 xa0 زلف خود شانه بزن بروی دوشت واز بکن لب خود عنابی کن، صورت ماه گلناری کن xa0 xa0 xa0 xa0 خانه عشق را بیارا خانه را پر ناز بکن آینه و شمع دان بیاور، شمع عشق روشن بکن ج xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب
بیا که از غمت دیوانه میشم xa0 برای دیدنت پروانه میشم به دور کوی دلدار من میگردم xa0 بمیرم از فراق افسانه میشم نگاهت میکنم شاید بدانی xa0 چو مجنون عاشق و دیوانه میشم دل و جانم میزارم زیر پایت xa0 ز خویش و آشنا بیگانه میشم xa0 اگر می ندهی از لب میگون xa0 میرم جاروکش میخانه میشم شمیم عطر زلفت میبرد باد xa0 با عطرت راهی گلخانه میشم دل و دل می کنی من دل ندارم xa0 برایت دلبر یکدانه میشم بده شربت ز لبهایت بنوشم xa0 برای آن لبت پیمانه میشم...
ادامه مطلب
دلم برده دو چشمان خمارت xa0 شدم مدهوش آن بوی بهارت چه میشد یار من دلدار جانی xa0 که عمری سر کنم من در کنارت دل و دیده نباشد لایق یار xa0 دل و دیده فدای چشم خمارت دلم میخواد گُلم دورت بگردم xa0 دلم قربانی و چشمم نثارت دل پر خون عاشق کن مداوا xa0 دلش پر خون شده از انتظارت ج بیا بگذر دمی از کوی دلبر ج xa0 بیا بوسه بزن روی نگارت xa0 شاعر صالح سید یوسفی ز چشم عاشقم بارون میباره xa0 میریزه اشک نم نم چشم یارت توکه دل بردی از صالح زار xa0 ...
ادامه مطلب
دو چشمانت دلم را کرده خسته xa0 دل پر خون عاشق را شکسته اگر حالم بخواهی ناز گل من xa0 سر راهت به امیدت نشسته دو پایم تا به زانو مانده در گل xa0 xa0 به دنبالت میایم خسته خسته نمیدونی مگر عاشق شدم من xa0 دلم عاشق شده دیوانه گشته میچنم لاله و شب بو و نرگس xa0 میزارم رو موهات گل دسته دسته شنیدم عاشقان را مینوازی xa0 دلم از عشق تو ایگل شکسته xadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxadxa...
ادامه مطلب
لابه لای دفترم از نام تو پر می کنم xa0 xa0 xa0 xa0 طرح چشمان قشنگت توی دفتر می کنم گل می چینم دسته دسته بر سر راهت میام xa0 xa0 xa0 xa0 گر نیایی گل من اشک میریزم گُلها پرپر می کنم مردمان شهر می دانند که من عاشق شدم xa0 xa0 xa0 xa0 از فراقت گُل سنگم خاک بر سر می کنم گُنهم چیست جز دوست داشتن چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 من نگاه چشم مستت از ره دور می کنم گفته بودی من ندارم لایق چشمان تو xa0 xa0 xa0 xa0 سنگدل هردوچشمم ازبرا...
ادامه مطلب
گلناز بگو از دلت گاهی تو عاشق شدی xa0 xa0 xa0 xa0 از شمع رخسار یار مثل شقایق شدی گل داده ای دست یار، ناز کرده ای بهر یار xa0 xa0 xa0 xa0 با ناز و با عشوه ات لیلی عاشق شدی گوشه کنار گل من، لب داده ای لب یار xa0 xa0 xa0 xa0 بر دیده و دل یار گاهی تو فایق شدی بارون شدی بباری بر روی زلف نگار xa0 xa0 xa0 xa0 شانه زدی زلف یار، دلبر لایق شدی چشم خمارین خود به چشم یار دوخته ای xa0 xa0 xa0 xa0 تو لحظه انتظار زار دقایق شدی ...
ادامه مطلب
نشستم بر سر راهت بیایی xa0 گل سرخی ز لبهایت بیاری خودت گل هستی و اشکات گلابست xa0 گلاب از گوشه چشمات بیاری گل لاله و شب بو و نرگس xa0 برای عاشق رویت بیاری گلهای شبنمی باغ عشقت xa0 کنی دسته تو دستانت بیاری برای عطر پیچکxadهای آغوش xa0 شقایق از دل خونت بیاری یادت باشد عزیز جان صالح xa0 دل دزدیده ام همرات بیاری شاعر صالح سید یوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام ...
ادامه مطلب
چه خوش آن دل که دلدارش تو باشی xa0 چه خوش آن جان که جانانش تو باشی چه خوش روزی بود روز جدایی xa0 چه خوش یار پشیمانش تو باشی چه خوش آن چشم که بیند روی ماهت xa0 چه خوش آن روز که مهمانش تو باشی چه خوش باشد غم هجران و دوری xa0 چه خوش هجری که پایانش تو باشی چه خوش آن دل بسازد با غم تو xa0 چه خوش آندل که غمخوارش تو باشی چه خوش یارت بیاید سر راهت xa0 چه خوش یار وفادارش تو باشی چه خوش دل خواستی، جان از پی آمد xa0 چه خوش هم دل و هم جانش تو باشی ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 دل از پی دلدار رفت من از پی دل میروم.................................... دل نیست به فرمانم زار وبیدل میروم با دل پر خون و عاشق کی به منزل میرسم................................. از برای دیدن یار بی حاصل میروم از برای دیدنش هر روز و شب در کوی دوست.............................. بس که دنبالش دویدم پای در گل میروم یار در خلوت نشسته مست در اغوش رقیب................................. من برای دیدنش منزل به منزل میروم من ز دست دل نیاسودم خدایا یک دمی................................. با دل عاشق...
ادامه مطلب
تو که در دست حنا داری پریشان مو رها داری به چشمانت حیا داری چه میشد بوسه ای بر من روا داری شاعر صالح سیدیوسفی از کتاب عاشقم سوخته ام...
ادامه مطلب